اوههههههههههه..........از آخرین آپی که کردم چقدر گذشته
آخ یادم رفت......سلام
گل پسرم این چند وقته اینترنتم قطع بود.....یه سری مشکلاتم پیش اومد کهاینجا جای نوشتنش نیست
این بود که دل و دماغ برات نوشتنو نداشتم
اما قول می دم دیگه پیش نیاد
آخرین بار که اومدم می خواستم واکسن دو ماهگیتو بزنم.....اما امروز یه هفتست که واکسن ۴ ماهگیتو زدم
دفعه قبل زیاد اذیت نکردی....اما این دفعه بد جوری تب کردی مامانی.....نصف شب هی پاشویه ات می کردم که تبت بیاد پایین.....ساعت ۲ شب بود تا بهت استامینوفن دادم همهشو بالا آوردی
یه ریزم گریه می کردی....من و بابایی نوبتی بغلت می کردیم
بالاخره نمی دونم ساعت چند بود که خوابت برد.....
منم فرداش کلاس نرفتم
راستی بگم که از این ترم دوباره می رم دانشگاه....۴ روز در هفته کلاس دارم اما فعلا" ۲ روزشو می رم
اولین روزی که گذاشتمت خونه مادر جون و می خواستم برم دانشگاه داشت گریم در می اومد...
تو دانشگاهم همش عکستو نگاه می کردم.......خودمو کنترل می کردم که گریه نکنم
آخه از ۷ صبح نمی دیدمت ۵ بعد از ظهر
الان بهتر شدم.خیلی دلتنگت می شم اما بهتر می تونم خودمو کنترل کنم
وقتی میام خونه اینقدر بوست می کنم و فشارت می دم که مادر جون دعوام می کنه.....
اما بگم از خودت
خیلی شیطون بلا شدی.....یه لحظه آروم و قرار نداری..همش ورجه وورجه می کنی......۳ ماهت که بود برمیگشتی رو شکماوایل خیلی کم بود....
اما الان سریع خودتو بر میگردونی....یه جورایی سعی می کنی خودتو هل بدی جلو اما خوب نمی تونی
سر غذا که میشه همش گریه می کنی و غذا می خوای......به دهنت یکم ماست می زنیم ساکت میشی دوباره چند ثانیه بعد شروع می کنی....ای نی نی شکمووووووو.........
پسرکم به خاطر تو که همش خودتو دمر می کنی شبا رو زمین می خوابیم که اگه رو صورتت افتادی متوجه بشم و ببینمت...
یه شب براغ شیر که بیدار شدی و شروع کردی به گریه تا پشه بندتو بالا گرفتم دیدم نیستی.....بلههههههههه.....غلط زده بودی و رفته بودی نیم متر اونطرفتر
تازگیا صداهای جالبی در میاری....انگار میگی ددددددددددددددد.......ولی کاملا" هم د نه...شبیه اون
........
اولین مسافرتتم به تهران و اصفهان و ساوه شهر یاقوت های سرخ بود.......۲-۳ هفته پیش رفته بودیم
خیلی پسر خوبی بودی و منهای اون یکی دوبار که اساسی گریه می کردی پسر خوبی بودی
مامانی من و بابات روز به روز بیشتر عاشقت میشیم
اینقدر دوستت داریم که خودمونم باورمون نمی شه
حتی من هنوزم باورم نمی شه واقعا" مامان شدم
اونم مامان گل پسری مثه تو
خدایا شکرت........هزاران مرتبه شکرت به خاطر دادن این نعمت بزرگ......این ریحانه ی بهشتی.....
خدایا کمکم کن بتونم درست تربیتش کنم